محمد سعيد جانب اللهى

97

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

كمردرد عشاير بويراحمدى براى درمان كمردرد از برگ گياه زرآويز « 1 » استفاده مىكنند ( نامهء نور ، ش 10 و 11 ) . در خراسان زيره كرمانى و گل بابونه را مىكوبند و با زردهء تخم‌مرغ مخلوط مىكنند و به كمر مىچسبانند . برخى آن را ناشى از باد بواسير مىدانند ، لذا از همان شياف كه در معالجهء بواسير بيان شد ، استفاده مىكنند ( شكورزاده : 251 ) . در اردكان : 1 . زفت مىانداختند . 2 . گاهى با حجامت درد را تسكين مىدادند . 3 . چند روز پىدرپى ناشتا يك حب مق باد « 2 » ( ملك‌باد ) مىخورند . 4 . جوشانده سيخ شاهتره و ريشه متك « 3 » ( شيرين‌بيان ) را با روغن هستهء شفتالو مىخورند ( طباطبايى : 685 ) . در مازندران از مورد براى رفع درد استفاده مىكنند ( سازمان ميراث فرهنگى ، 1381 : 90 ) . كردها با برگ گزنه درمان مىكنند ( صفىزاده : 179 ) . در تركمن صحرا عصاره طبلاق « 4 » كه گياه هرزهء پنبه‌زار است ، روى كمر يا ستون فقرات مىمالند ( حسنى و ديگران ، 1381 : 334 ؛ نيز - داغ‌درمانى ) . سياتيك دو رگ است كه خون در آن مىايستد . در اصفهان براى درمان رگ‌ها را مالش مىدهند ، تا خون جريان يابد ، سپس يك سرى داروهاى منضج مثل : حب الغار ، استوقدوس ، بابونه ، پوست درخت زبان گنجشك و بيد و سپيدار و بومادران و هزارچشم ، مشك چوپان ، برنجاسك تجويز مىكنند و در نهايت اقدام به گرفتن خون مىشود ، براى اين منظور ، پا را نوارپيچ مىكنند و ماساژ مىدهند ، خون در رگ‌هايى كه در زير قوزك پا قرار دارد جمع مىشود ، براى دفع آن فصد مىكنند يا زالو مىاندازند ( جانب اللهى و آذرمهر : 21 ) . دردهاى مفصلى در اصفهان بومادران ، بابونه سپستان ، گل زوفا ، هزارچشم ، مشك چوپان و برنجاسك تجويز

--> ( 1 ) . zar viz ( 2 ) . نوعى صمغ و مثل ترياك تلخ است . ( 3 ) . matk ( 4 ) . tabl q